تبليغاتX
كلاس تاريخ معاصر ايران
كلاس تاريخ معاصر ايران
قرارداد فين كن اشتاين

                                             بسم الله الرحمن الرحيم

                                                                    مقدمه

 

چون در اين اوان سعادت نشان و زمان ميمنت اقران، خديو فلك جاه، سلطنت دستگاه، امپراطور ممالك فرانسه و پادشاه ايطاليا بناي اتحاد و الفت با اعليحضرت قدر قدرت، قضا بسطت، خورشيد آيت، شاهنشاه صاحبقران، خسرو گيتي ستان، پادشاه انجم سپاه و آفتاب علم، وارث تختگاه كسري و جم، فرمانفرماي ممالك فسيحة المسالك ايران عجم، السلطان ابن السلطان ابن السلطان و الخاقان ابن الخاقان ابن الخاقان ابوالمظفر فتحعلي شاه قاجار- خلٌدالله ملكه و سلطانه- گذاشته به جهت تشييد مباني الفت و وفاق دولتين عليٌتين و تجديد عهد مودٌت و اتٌفاق سلطنتين بهيتين از دو جانب با رخصت كامله تعيين رخصت گذار فرموده، از طرف جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ايطاليا وزير اعظم و كاتب سرٌ ايمپراطوري، صاحب كلك همايون اشرف نشان هاي دولت مسيو هوگ برنار ماره نام مأمور گرديده بناي عهد و شرط با بنده آستان فلك بنيان پادشاهي و چاكر ديرين سپهر اشتباه شاهنشاهي، سفير دولت جاويد قرار أبد قرين ميرزا محمٌدرضا وزير دارالسلطنه قزوين گذاشته به مقتضاي صلاح دولتين عليٌتين با يكديگر مكالمه و مجاهده نموده اند. قرار شرح مسطور ذيل مواد مرقومه را بنا گذاري نموده كه من بعد اولياي دو دولت كبري و امناي دو سلطنت عظمي رضانامه آنها را قلمي و به مهر همايون مزين ساخته تسليم يكديگر نمايند:

ماده اول- آن كه، فيمابين اعليحضرت قدر قدرت، پادشاه ملك بارگاه ايران و جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ايطاليا صلح مؤيٌد بوده، من بعد با يكديگر شرايط الفت و وداد و مراسم محبت و اتحاد را مرعي فرموده همواره بين الدولتين عليٌتين كمال وفاق بوده باشد.

ماده دويٌم- آن كه، جناب امپراطور اعظم به مقتضاي مراسم دوستي و موافقت با دولت عليٌه ايران متعهد و كفيل گرديده كه من بعد أحدي رخنه در خاك ايران ننمايد و چنانچه أحدي خواسته باشد كه بعد از اين دخل در خاك ممالك ايران نمايد، جناب امپراطور اعظم با پادشاه سپهر تختگاه ايران كمال موافقت به عمل آورده، به دفع دشمن پرداخته، حراست ممالك مزبوره را نمايند و به هيچ وجه خودداري نكنند.

ماده سوٌم- آن كه، جناب امپراطور اعظم اداي شهادت نمود كه مملكت گرجستان ملك حلال موروثي اعليحضرت پادشاه ايران مي باشد و حقيقت مطلب بر جناب امپراطور مشخص و معلوم است.

ماده چهارم- آن كه، جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ايطاليا در خصوص اخراج نمودن طايفه روسيه از ملك گرجستان و تمامي خاك ايران به زور پادشاهانه خود لازم و قرارداد فرمودند كه طايفه مزبوره را جبراً و قهراً از جميع خاك ايران اخراج نموده و بالكليه ترك حدود كشور ايران نمايند و چنانچه با روسيه بناي عهد صلح نمايند، اين شروط از جمله شروط عهدنامه ايشان قرارداده، به طريق امور دولت خود در اين خصوص كوتاهي ننمايند و كمال تعهد در باب اين مطلب فرموده بر ذمٌت همٌت عالي خود واجب و لازم ساختند.

ماده پنجم- آن كه، از طرف قرين الشرف جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ايطاليا يك نفر سفير معتبر رخصت گذار معيٌن آمده، در آستان فلك بنيان اعليحضرت قدر قدرت، پادشاه جم جاه ايران اقامت نموده، به خدمت گذاري و صلاح انديشي دولتين عليٌتين قيام و اقدام نمايد.

ماده ششم- آن كه، هرگاه رأي بيضاضياي جهان آراي اعليحضرت پادشاه ممالك ايران اقتضا فرمايد كه عساكر پياده و توپچي را به رسم و ضابطه فرنگ تعليم و مهيٌا نمايد و بعضي قلعه ها به ضابطه قلعه فرنگ بنا گذارد، جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ايطاليا بنابراين مطلب توپ سفريه و تفنگ حربيٌه، و از هر قدر ضرور و لازم بوده باشد، به صوب ايران ارسال و قيمت آن را از قيمت فرنگستان به سر كار جناب امپراطور اعظم داده مي شود.

ماده هفتم- آن كه، از دولت عليٌه ايران هرگاه خواهش نمايند كه به طريق قلعه هاي فرنگ قلعه ساخته باشند و توپخانه به قاعده فرنگ ترتيب و عساكر پادشاه با ضابطه فرنگ تعليم نمايد، هرقدر توپچي و مهندس و تعليم چي لازم بوده و ضرور شود جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ايطاليا متعهد گرديد كه ارسال صوب ايران نمايد كه در آن جا ترسيم قلعه و ترتيب توپخانه و تعليم عساكر پياده نمايند.

ماده هشتم- آن كه، بنابر موافقت اين دو دولت بهيٌه، از جانب شوكت جوانب اعليحضرت قدر قدرت، پادشاه جم جاه ممالك ايران از هر جهت قطع مكاتبه و مراسله با قرال انگليس گرديده، از جانب دولت عليٌه ايران متعهد شوند كه بناي خصومت با ايشان گذاشته، به جهت دفع آنها عساكر روانه نمايند و بنابراين مطلب ايلچي سركار شوكتمدار پادشاهي كه به جانب هند و انگليس رفته به ارجاع و احضار او امر فرمايند و از جانب انگليس و كمپاني آنچه باليوز و وكلاي قرال انگليس در سواحل بنادر عجم و ولايات ايران اقامت نموده باشند آنها را مطرود و اموال و امتعه انگليس ضبط شده، تجارت ايشان را برٌاً و بحراً از جانب ايران مقطوع نمايند و فرمان قضا جريان پادشاهي در اين خصوص از مصدر عزٌ و شأن صادر گردد و در اثناي اين مخاصمه از طرف انگليس به جهت سفارت يا بهانه ديگر، هر گونه سفيري كه به جانب آستان فلك بنيان پادشاهي عزيمت نمايند ايشان را مطرود و مردود نموده راه ندهند.

ماده نهم- آن كه، هرگاه في المستقبل روسيه و انگليس با هم اتفاق نموده به جانب دولتين عليٌتين فرانسه و ايران عزيمت و حركت نمايند، اين دو دولت نيز باتفاق يكديگر به دفع آنها اقدام نموده از روي موافقت و اتحاد به مخاصمه و محاربه و مجادله آنها پردازند و چنانچه بناي سفر و حركت نمايند اولياي دولتين عليٌتين فرانسه و ايران يكديگر را خبر نموده، به دفع آنها اقدام نموده و آنچه در ماده سابقه مرقوم شده از ضبط مال و امتعه ايشان به طرق مشروح در ماده                      فوق عمل نمايند و در موافقت و اعانت يكديگر به هيچ وجه من الوجوه كوتاهي و اهمال و مساهله و امهال جايز و روا ندارند. 

ماده دهم- آن كه، اعليحضرت پادشاه سپهر بارگاه ايران موافقت و مطابقت فرموده از صوب افغان و قندهار و آن حدود تجهيز سپاه و تهيه جنود فرموده، در وقتي كه مشخص شود و معين گردد به جهت تسخير و تصرف ممالك هندوستان متصرفي انگليس عساكر و جنود منصوره پادشاهي را مأمور و ارسال فرمايند و ولايات متصرفي انگليس را ضبط و تسخير نمايند.

ماده يازدهم- آن كه، هرگاه كشتي فرانسه از صوب بنادر مملكت ايران ظهور و عبور نمايد و بعضي تداركات و جزئيات و برخي اشياء و ضروريات براي آنها دركار باشد و لازم گردد اهالي بنادر به ايشان محبت و معاونت نمايند و در تدارك آنها لوازم دوستي را به عمل آورده اعانت نمايند.

ماده دوازدهم-  آن كه، جناب امپراطور اعظم خواهش مي نمايند كه من بعد هرگاه به جانب هندوستان به جهت دفع انگليس فرستادن لشكر ضرور شود و اقتضا نمايد كه از جانب خشكي سپاهي به جهت هندوستان ارسال نمايند، اعليحضرت پادشاه ايران اذن و اجازت به ايشان عطا فرمايند كه از راه و هر طرف كه رأي جهان آراي شاهنشاهي اقتضا نمايد به آنها رخصت داده روانه هند شوند و سپاه ايران نيز با ايشان موافقت نموده، بالاتفاق عزيمت تسخير هندوستان نمايند و من بعد هر وقت كه اين اراده و عزيمت را داشته باشند موقوف است بر آنكه مجدداً با اولياي دولت عليٌه ايران در اين خصوص اظهار نموده، چنانچه رأي عالم آراي پادشاهي اقتضا فرمايد و رخصت عبور به ايشان بدهند، عهدنامه مجددي در اين خصوص فيمابين دولتين عليٌتين ايران و فرانسه قلمي داده عبور فرانسه و كميت لشكر آنها را كه چقدر بوده باشند و اينكه ذخاير و ضروريات ايشان در كدام راه و كدام منزل بايد تدارك شود و چقدر سپاه ايران همراه بوده باشند، همگي را قرارداد نموده به اذن و رخصت شاهنشاهي عهد و شروط علاحده شود كمترين بنده درگاه جسارت به تعهد اين مطلب ننموده، مجدداً موقوف است به عرض اولياي دولت قاهره و اذن شاهنشاه عالميان پناه.

ماده سيزدهم- آن كه، هرگاه به جهت كشتيهاي فرانسه در حين عبور از بنادر ايران بعضي از اشيا و ذخاير ضرور شود، اهالي بنادر به قيمت فروخته تنخواه از فرانسه بازيافت دارند و همچنين هرگاه در عبور سپاه ايشان از راه خشكي ذخيره و بعضي اشياء ضرور شود به نحوي كه در ماده سابقه قلمي شده ذخيره و آنچه به عساكر آنها ضرور شود، اهالي ايران به ايشان فروخته از قرار قيمت ايران تنخواه بازيافت نمايند.

ماده چهاردهم- آن كه، شروطي كه در ماده دوازدهم مرقوم شده مختصٌ دولت فرانسه بوده، با دولت روس و انگليس به هيچ وجه من الوجوه شروط مزبوره قرار داده نشود و از هيچ سمت به ايشان راه عبور و مرور ندهند.

ماده پانزدهم- آن كه، به جهت آمد و رفت تجار بنا بر انتفاع دولتين و امور متعلقه به تجارت در دارالسلطنه طهران به خاكپاي مبارك اعليحضرت پادشاهي عرض شده، قراردادي به جهت امور مزبور گذاشته شود و عهدنامه مجددي در اين خصوص مرقوم فرمايند.

ماده شانزدهم- آن كه، إن شاءالله تعالي اين عهدنامه در دارالسلطنه طهران بعد از چهار ماه از اين تاريخ تبديل شده، رضانامه به مهر مبارك اعليحضرت قدر قدرت شاهنشاهي مزيٌن شده، تسليم اولياي دولت فرانسه و به مهر جناب امپراطوري رضانامه ايشان تسليم اولياي دولت عليٌه ايران شود.

تحريراً در اردوي جناب امپراطوري در فين كنشتين به تاريخ بيست و پنجم شهر صفرالمظفر سنه يك هزار و دويست و بيست و دو هجري.

محل مهر و امضاي                                                          محل مهر و امضاي   

    سفير ايران                                                                وزير مختار فرانسه

منبع: كتاب معاهدات و قراردادهاي تاريخي، از غلامرضا طباطبايي مجد، صفحات: 43 تا 47

2 نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03ساعت 22:29  توسط محمد احمدي  | 

قراردادهاي تاريخي
براي مطالعه ي متن كامل هر يك از قراردادها و معاهدات زير بر روي آن كليك كنيد.

قرارداد فين كن اشتاين  قرارداد مجمل  قرارداد مفصل  
معاهده گلستان   معاهده تركمانچاي   معاهده ارزنةالروم
معاهده پاريس  قرارداد تالبوت  امتياز رويتر
قرارداد دارسي    قرارداد 1933   قرارداد الحاقي گس - گلشاييان
قرارداد 1921

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03ساعت 22:19  توسط محمد احمدي  | 

معاهده گلستان

متن معاهده گلستان

 

اعليحضرت قضا و قدرت، خورشيد رايت، پادشاه جم جاه و امپراطور عالي دستگاه ممالك بالاستقلال كل ممالك آمپيريه روسيه و اعليحضرت قدر قدرت، كيوان رفعت، پادشاه اعظم سليمان جاه، ممالك بالاستقلال كل ممالك شاهانه ايران به ملاحظه كمال مهرباني و اشفاق عليٌتين كه در ماده اهالي و رعاياي متعلقين دارند رفع و دفع عداوت و دشمني كه بر عكس رأي شوكت آراي ايشان است طالب و به استقرار مراتب مصالحه ميمونه و دوستي جواريت سابقه مؤكده را در بين الطرفين راغب مي باشند، با حسن الوجه رأي عليٌتين قرار گرفته در انجام اين امور نيك و متصوٌبه از طرف اعليحضرت قدر قدرت پادشاه اعظم بالاستقلال كل ممالك روسيٌه به عاليجاه معلٌي جايگاه جنرال ليوتنال سپهسالار روسيٌه و مدير عساكر ساكنين جوانب قفقازيٌه و گرجستان، ناظم امور و مصالح شهريه ولايات غوبرناي و گرجستان و قفقازيٌه و حاجي طرخان و كارهاي تمامي ثغور و سرحدات اين حدودات و سامان، امرفرماي عساكر سفاتين بحر خزر، صاحب حمايل الكساندر نويسكي ذي حمايل مرتبه اولين آنٌاي مرتبه دار رابع عسكريه مقتدره حضرت گيوركي، صاحب نشان و شمشير طلا المرقوم به جهت«رشادت و بهادري» نيكلاي رتيش چف اختيار كلي اعطا شده و اعليحضرت قدر قدرت والا رتبت، پادشاه اعظم، مالك بالاستقلال كل ممالك ايران هم عاليجاه معلي جايگاه، ايلچي بزرگ دولت ايران كه مأمور دولتين روم و انگليس بودند، عمده الامرا و الاعيان، مقرب درگاه ذي شأن و محرم اسرار نهان و مشير اكثر امور دولت عليٌه ايران از خانواده و دودمان وزارت و از امراي واقفان حضور در مرتبه دويم آن، صاحب شوكت عطاياي خاص پادشاهان خود از خنجر و شمشير و كارد مرصع و استعمال ملبوس ترمه و اسب مرصع يراق ميرزا ابوالحسن خان را كه در اين كار مختار بالكل نموده اند حال در معسكر روسيه و رودخانه زيوه من محال گلستان متعلقه ولايات قراباغ ملاقات و جمعيت نمودند. بعد از ابراز و مبادله مستمسك مأموريت و اختيار كلي خود به يكديگر و ملاحظه و تحقيق امور متعلق به مصالحه مباركه به نام پادشاهي عظام قرار و به موجب اختيار نامجات طرفين، قيود و فصول و شروط مرقومه را الي الابد مقبول و منصوب و استمرار مي داريم:

فصل اول- بعد از اين، امور جنگ و عداوت و دشمني كه تا حال در دولتين عليتين روسيه و ايران بود به موجب اين عهدنامه الي الابد مقطوع و متروك و مراتب مصالحه اكيد و دوستي و وفاق شديد در بين اعليحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم امپراطور مالك بالاستقلال كل ممالك روسيه و اعليحضرت خورشيد رايت، پادشاه دارا شوكت ممالك ايران و وارث و وليعهدان عظام و ميانه دولتين عليتين ايشان پايدار و مسلوك خواهد بود.

فصل دويم- چون پيشتر به موجب اظهار و گفتگوي طرفين قبول و رضا از جانبين دولتين شده است كه مراتب مصالحه در بناي اسطاطوسكوادپريز نديم يعني طرفين در هر وضع و حالي كه الي قرارداد مصالحه الحاليه بوده است از آن قرار باقي و تمامي الكاي ولايات خوانين نشين كه تا حال در تحت تصرف هر يك از دولتين بوده كماكان در تحت ضبط و اختيار ايشان بماند، لهذا در بين دولتين عليتين روسيه و ايران به موجب خط مرقومه ذيل سنور و سرحدات مستقر  تعيين گرديده از ابتداي اراضي آدينه بازار به خط مستقيم از راه صحراي مغان تا به معبر يدٌي بلوك رود ارس و از بالاي كنار رود ارس تا ايصال و الحاق رودخانه كپنك چاي به پشت كوه مقري و از آن جا خط حدود سامان ولايات قراباغ و نخجوان از بالاي كوههاي آلداگوز به دره لكر مي رسد و از آنجا به سرحدات قراباغ و نخجوان و ايروان و نيز رسدي از سنور گنجه جمع و متصل گرديده، بعد از آن حدود مزبوره كه ولايت ايروان و گنجه و هم حدود قزاق و شمس الدين لو را تا به مكان ايشيك ميدان مشخص و منفصل مي سازد و از ايشيك ميدان تا بالاي سر كوههاي طرف راست طرق و رودخانه هاي حمزه چمن و از سر كوههاي پنبك الي گوشه حدود محال شوره گل و از گوشه شوره گل از بالاي كوه برفدار آلداگوز گذشته از سر حد محال شوره گل و ميانه حدود قريه سدره وارنيك به رودخانه آرپه چاي ملحق و متصل شده معلوم و مشخص مي گردد و چون ولايات خوانين نشين طالش در هنگام عداوت و دشمني دست به دست افتاده، لهذا به جهت زياده صدق و راستي حدود ولايات طالش مزبوره را از جانب انزلي و اردبيل بعد از تصديق اين صلحنامه از پادشاهان عظام، معتمدان و مهندسان مأمور كه به موجب قبول و وفاق يكديگر و به معرفت سرداران جانبين، جبال و رودخانه ها و درياچه و امكنه و مزارع طرفين تفصيلاً تجديد وتميز و تشخيص مي سازند آن را نيز معلوم و تعيين ساخته آنچه در تحرير اين صلحنامه در دست و در تحت تصرف جانبين باشد معلوم نموده، آن وقت خط حدود ولايت طالش نيز بر اسطاطوسكوادپريز نديم مستقر و معين ساخته هر يك از طرفين آنچه در تصرف دارد بر سر آن باقي خواهد ماند و همچنين در سرحدات مزبوره فوق اگرچيزي از خط طرفين بيرون باشد معتمدان و مهندسان مأموره طرفين هر يك طرف موافق بيرون باشد معتمدان و مهندسان مأموره طرفين هر يك طرف موافق اسطاطوسكوادپريز نديم رضا خواهد داد.

فصل سيم- اعليحضرت قدر قدرت، پادشاه اعظم مالك بالاستقلال كل ممالك ايران به جهت ثبوت دوستي و وفاقي كه به اعليحضرت خورشيد رتبت، امپراطور كل ممالك روسيه دارند به اين صلحنامه به عوض خود و وليعهدان عظام تخت شاهانه ايران ولايات قراباغ و گنجه كه الآن موسوم به اليزابت پول است و الكاي خوانين نشين شكي، شيروان، قوبٌه، دربند، بادكوبه و هر جا از ولايات طالش را با خاكي كه الآن در تحت تصرف دولت روسيه است و تمامي داغستان، گرجستان، محال شوره گل، آچوق باش، كورنه، مينگرلي، آبخازي و تمامي الكا و اراضي كه در ميانه قفقازيه و سرحدات معينه الحاله بوده و نيز آنچه از اراضي درياي قفقازيه الي كنار درياي خزر متصل است مخصوص و متعلق به ممالك آمپيريه روسيه مي داند.

فصل چهارم- اعليحضرت خورشيد رايت، امپراطور قدر قدرت، پادشاه اعظم ممالك ايران به جهت اثبات اين معني كه بنابر همجواريت طالب و راغب است كه در ممالك شاهانه ايران مراتب استقلال و اختيار پادشاهي را در بناي اكيد مشاهده و ملاحظه نمايند، لهذا از خود و از عوض وليعهدان عظام اقرار مي نمايند كه هر يك از فرزندان عظام ايشان كه به وليعهدي دولت ايران تعيين مي گردد هر گاه محتاج به اعانت و امدادي از دولت روسيه باشد مضايقه ننمايد، تا از خارج كسي نتواند دخل در مملكت ايران نمايد و به امداد و اعانت روس دولت ايران مستقر و محكم گردد، و اگر در سر امور داخله مملكت ايران فيمابين شاهزادگان مناقشتي دولت روس را در آن ميانه كاري نيست، تا پادشاه وقت خواهش نمايد.

فصل پنجم- كشتيهاي دولت روسيه كه براي معاملات بر روي درياي خزر تردد مي نمايند به دستور سابق مأذون خواهند بود كه به سواحل و بنادر جانب ايران عازم و نزديك شوند و زمان طوفان و شكست كشتي از طرف ايران اعانت و ياري دوستانه نسبت به آنها بشود. كشتيهاي جانب ايران هم به دستور سابق مأذون خواهند بود كه براي معامله روانه سواحل روسيه شوند و به همين نحو در هنگام شكست و طوفان از جانب روسيه اعانت و ياري دوستانه درباره ايشان معمول گردد. كشتيهاي عسكريه جنگي روسيه به طريقي كه در زمان دوستي و يا در هر وقت كشتيهاي جنگي دولت روسيه با علم و بيدق در درياي خزر بوده اند حال نيز محض دوستي اذن داده مي شود كه به دستور سابق معمول گردد و أحدي از دولتهاي ديگر سواي دولت روس كشتيهاي جنگي در درياي خزر نداشته باشد.

فصل ششم- تمام اسرايي كه در جنگها گرفته شده اند يا اينكه به اهالي طرفين اسير شده از كريستيان و يا هر مذهب ديگر باشند مي بايد الي وعده سه ماه هلالي بعد از تصديق و خط گذاردن در اين عهدنامه از طرفين مرخص و رد گرديده هر يك از جانبين خرج و مايحتاج به اسراي مزبوره داده به قرا كليسا رسانند و وكلاي سر حدات طرفين به موجب نشر اعلامي كه در خصوص فرستادن آنها به جاي معين به يكديگر مي نمايند اسراي جانبين را باز دريافت خواهند كرد و آنانكه به سبب تقصير يا خواهش خود از مملكتين فرار نموده اند، أذن به آن كساني كه به رضا و رغبت خود اراده آمدن داشته باشند داده شود كه به وطن خود مراجعت نمايند، و هر كس از هر قومي چه اسير و چه فراري كه نخواسته باشد بيايد كسي را با او كاري نيست و عفو و تقصيرات از طرفين نسبت به فراريان اعطا خواهد شد.

فصل هفتم- علاوه از قرار و اظهار مزبوره بالا رأي بيضا ضياي اعليحضرت كيوان رفعت، امپراطور اعظم روسيه و اعليحضرت قدر قدرت، پادشاه اعظم ممالك ايران قرار يافته كه ايلچيان معتمد طرفين كه هنگام لزوم مأمور و روانه دارالسلطنه جانبين مي شوند بر وفق لياقت رتبه امور، كليه مرجوعه ايشان را حاصل و پرداخت و سجل نمايند و به دستور سابق وكلايي كه از دولتين، بخصوص حمايت ارباب معاملات در بلاد مناسبه طرفين تعيين و تمكين گرديده زياده از ده نفر عمله نخواهند داشت و ايشان به اعزاز شايسته مورد مراعات گرديده و به احوال ايشان هيچ گونه زحمت نرسيده، بل زحمتي كه به رعاياي طرفين عايد گردد و به موجب عرض و اظهار وكلاي مزبوره رضاي ستمديدگان جانبين داده شود.

فصل هشتم- در باب آمد و شد قوافل و ارباب معاملات در ميان ممالك دولتين عليتيٌن اذن داده مي شود كه هر كس از اهالي تجٌار بخصوص به ثبوت اينكه دوست رعايا و ارباب معاملات متعلقه به دولت بهيه روسيه و يا تجار متعلق به دولت عليٌه ايران مي باشند، از دولت خود يا از سر حدٌداران تذكره و يا كاغذ راه در دست داشته باشند، از طريق بحر و بر به جانب ممالك اين دو دولت بدون تشويش آيند و هر كس هرقدر خواهد ساكن و متوقف گشته به امور معامله و تجارت اشتغال نمايند، و زمان مراجعت آنها به اوطان خود از دولتين مانع ايشان نشوند. آنچه مال و تنخواه از امكنه ممالك روسيه به ولايات ايران و نيز از طرف ايران به ممالك روسيه برند و به معرض بيع رسانند و يا معاوضه با مال و اشياء ديگر نمايند، اگر در ميان ارباب معاملات طرفين بخصوص طلب و غيره شكوه و ادعايي باشد به موجب عادت مألوفه به نزد وكلاي طرفين يا اگر وكيل نباشد نزد حاكم آنجا رفته امور خود را عرض و اظهار سازد تا ايشان از روي صداقت، مراتب ادعاي آنها را مشخص و معلوم كرده، خود و يا به معرفت ديگران قطع و فصل كار را ساخته نگذارند تعرٌض و زحمتي به ارباب معاملات عايد بشود.

در باب تجٌار طرف ممالك روسيه كه وارد ممالك ايران مي شوند مأذون خواهند بود كه اگر با اموال و تنخواه خودشان به جانب ممالك پادشاهانه ديگر كه دوست ايران مي باشند بروند از طرف دولت ايران بي مضايقه تذكرات راه به ايشان بدهند و همچنين از طرف دولت روس در ماده تجارت اهالي دولت ايران كه از خاك ممالك روسيه به جانب ساير ممالك پادشاهانه كه دوست دولت روسيه باشند مي روند، معمول خواهد شد.

وقتي كه از رعاياي دولت روسيه در زمان توقف و تجارت. در ممالك ايران فوت شده باشد اموال و املاك او در ايران بماند چون مايعرف او از مال رعاياي دولت دوست است، لهذا مي بايد اموال مفوت به موجب قبض الوصول شرعي رد و تسليم ورثه مفوت گردد و نيز اذن خواهد داد كه املاك مفوت را اقوام او بفروشند، چنانكه كه اين معني در ممالك روسيه و پادشاهان ديگر دستور و عادت بوده متعلق به هر دولت باشد مضايقه نمي نمايند.

فصل نهم- باج و گمرك اموال تجار طرف دولت بهيه روسيه كه به بنادر و بلاد ايران مي آورند از يك تومان پانصد دينار در يك بلده گرفته از آنجا با اموال مزبوره به هر ولايت ايران بروند چيزي مطالبه نكرده و همچنين از اموالي كه از ممالك ايران بيرون مي آورند آن قدر گرفته زياده به عنوان خرج و توجيه و تحميل و اختراعات چيزي از تجار روسيه با شرٌ و شلتاق مطالبه نشود و به همين نحو در يك بلده باج و گمرك تجٌار ايران كه به بنادر و ممالك روسيه مي آورند و يا بيرون مي برند به دستور گرفته، اختلافي به هيچ وجه نداشته باشند.

فصل دهم- بعد از نقل اموال تجٌار به بنادر كنار دريا و يا آوردن از راه خشكي به بلاد سرحدات دولتين اذن و اختيار به تجٌار و ارباب معاملات طرفين داده شده كه اموال خودشان را فروخته و اموال ديگر خريده و يا معاوضه كرده، ديگر از امناي گمرك و مستاجرين طرفين اذن نخواسته باشند، زيرا كه بر ذمٌه امناي گمرك و مستأجرين لازم است كه ملاحظه نمايند تا معطٌلي و تأخير در كار ارباب معاملات وقوع نيافته، باج خزانه را از بايع يا از مبيع (يا از مشتري) هر نوع با هم سازش مي نمايند بازيافت دارند.

فصل يازدهم- بعد از تصديق و خط گذاردن در اين شروط نامه، وكلاي مختار دولتين عليٌتين بلاتأخير به اطراف جانبين اعلام و اخبار مي نمايند و امر اكيد بخصوص بالمرٌه ترك و قطع امور عداوت و دشمني به هر جا ارسال خواهند كرد. شرط اين شروط نامه الحاله كه بخصوص استدامت مصالحه دائمه طرفين مستقر و دو قطعه مشروحه با ترجمان خطٌ فارسي مرقوم و محرٌر و از وكلاي مختار مأمورين دولتين عليٌتين مزبوره بالتصديق و با خطٌ و مهر مختم گرديده و مبادله با يكديگر شده است مي بايست از طرف اعليحضرت خورشيد رتبت. پادشاه اعظم، امپراتور اكرم، مالك كل ممالك روسيه و از جانب اعليحضرت قدر قدرت، پادشاه والا جاه ممالك ايران به امضاي خطٌ شريف ايشان تصديق گردد و چون اين صلحنامه مشروحه مصدٌقه مي بايد از هر دو دولت پايدار به وكلاي مختار برسد، لهذا از دولتين عليٌتين در مدت سه ماه هلالي وصول گردد.

تحريرآ في معسكر روسيه در رودخانه زيوه من محال گلستان متعلٌقه قراباغ به تاريخ بيست و نهم شهر شوال المكرم سنه يك هزار و دويست و هشت هجري نبوي مطابق دوازدهم ماه اكتوبر سنه يك هزار و هشتصد و سيزده عيسوي سمت تحرير رفت. 

منبع: معاهدات و قراردادهاي تاريخي در دوره قاجاريه،به كوشش غلامرضا طباطبايي مجد، صفحات 77 تا 84.

2 نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03ساعت 21:35  توسط محمد احمدي  | 

امتياز رويتر

                                                                بسم الله الرحمن الرحيم

                                                                          [مقدمه]

  فيمابين دولت اعليحضرت همايون شاهنشاه ايران و بارون جوليوس دو رويتر مقيم لندن فقرات ذيل متعهد و برقرار است:

فقره اول- دولت عليه ايران به حكم اين قرارنامه به بارون جوليوس دو رويتر اجازه و اختيار تام مي دهد كه در فرنگستان به هر اسم و با هر شرايط كه خود مشخص نمايد يكي يا چندين كمپاني ها تأسيس و احداث بكند كه در تمام خاك ايران به آن كارهاي مفيده كه در اين امتيازنامه مذكور است اقدام بكند و آنها را مجري بدارد.

فقره دويم- دولت عليه ايران از براي مدت هفتاد سال امتياز مخصوص و انحصاري و قطعي راه آهن بحر خزر را الي خليج فارس به بارون جوليوس دو رويتر و به شركاء يا به وكلاي او عطا و واگذار مي نمايد و همچنين به ايشان حق مخصوص و انحصاري و قطعي مي دهد كه هر شعبات راه آهن كه مناسب بدانند خواه به جهت اتصال ولايات و شهرها در داخله خاك ايران به جهت اتصال راههاي ايران به راههاي آهني ممالك خارجه از هر نقطه از نقاط سر حدات رو به فرنگستان و هندوستان بسازند و به كار بيندازند.

فقره سيم- و نيز دولت عليه ايران به اصحاب اين امتياز حق مخصوص و امتياز انحصاري داده است كه در هر نقطه كه مناسب بدانند ترامواي ها بسازند خواه به جهت اتصال شهرها و قصبه ها و بلوكات با همديگر خواه به جهت اتصال اين اماكن به راههاي آهني يا به آن نقاطي كه كمپاني در آنجا ها كار دارد؛ كمپاني از براي ساختن اين ترامواي ها همان امتيازات و حقوق را خواهد داشت كه به جهت راه آهن در فقرات چهارم و پنجم و ششم داده شده است.

فقره چهارم- هر قدر زمين كه به جهت ساختن خطوط راههاي آهني و شعبه هاي آنها و راههاي جفت و راههاي گريز و تخلف و راههاي احتياط و راههاي خروج و ورود و منازل و منزلگاه و اماكن سكني از براي مأمورين و كارخانجات آهنگري و كارخانجات نجاري و ملحقات اينها لازم شود، دولت عليه ايران همه آنها را از املاك خالصه مجاناً به اين كمپاني مي دهد.

در خصوص اراضي كه تعلق به اشخاص داشته باشد. بايد كمپاني با صاحبان آن اراضي با رضاي طرفين قراري بگذارد، اما دولت عليه ايران با تمام وسايل، كمال سعي و اهتمام را خواهد كرد كه اين اراضي را به قيمت جاريه مملكت از براي كمپاني خريده و تحصيل شود و اگر لازم شود اصحاب اين اراضي را موافق قاعده مجبور نمايد كه اراضي خود را به كمپاني بفروشند.

علاوه بر عرض مقرره راههاي آهني دولت عليه ايران، از هر طرف خطوط راه آهن هر قدر كه طول آنها باشد از املاك خالصه و از آن اراضي كه تا امضاي اين قرارنامه زراعت نكرده باشند و بيحاصل مانده باشد، مقدار بيست متر به كمپاني بدهد.

هر گاه علاوه بر شهرها و دهات كه كمپاني به اقتضاي مصلحت خود لازم داند، مختار است از براي راههاي آهن، منازل قرار بدهد مصلحت كمپاني مقتضي باشد كه در بعضي نقاط دور دست و لم يزرع منازل بسازد و دولت ايران در جايي كه كمپاني بخواهد به كمپاني مجاناً چهار هزار زرع مربع زمين خواهد داد كه به جهت مأمورين خود كه در آن جا باشند بتوانند اسباب گذران امن و سهل فراهم بياورد.

فقره پنجم- كمپاني اجازه و اختيار تام دارد كه به جهت ساختن و تعمير راههاي خود هر مصالحي كه لازم داشته باشد از قبيل ريگ و سنگ و آهك و غيره از املاك خالصه مجاناً بگيرد؛ و به جهت مصالح تفرعاتي از قبيل آلات و اوزار و آذوقه و دواب و غيره كه كمپاني بخواهد در جايي كه كار دارد بخرد، دولت قدغن خواهد كرد كه بيش از قيمت رواج مملكت چيزي و رسومي نگيرند.

فقره ششم- هر نوع مصالحي كه به جهت ساختن و بكار انداختن طرق آهن لازم باشد، داخل خاك ايران خواهد شد بي آنكه هيچ رسومي بدهد، نه رسوم دريا به جهت خروج امتعه نه رسوم دخول نه رسوم انبار و نه هيچ رسوم ديگر كه در عرض راه چه از جانب ديوان و چه از جانب اشخاص مطالبه شود؛ و گمرك حق مواظبت خواهد داشت، اما بطوري كه سرعت و درستي ورود مصالح را به محلي كه مقصود است به هيچ وجه به تأخير نيندازد و همچنين حق معافيت از هر نوع رسوم از براي هر قسم مصالحي كه به جهت اقدامات و كار كردن و تحصيل تمتعات كمپاني لازم بشود از جانب دولت معهود و برقرار است.

مأمورين و عمال كمپاني از هر نوع ماليات داخله معاف خواهند بود و همچنين كل اراضي كمپاني هر قبيل و هر قدر كه باشد از هر نوع ماليات و رسوم معاف خواهند بود و محصولات كل عمال و امتعه كل تصرفات كمپاني به آزادي از تمام خاك ايران عبور و مرور خواهند كرد و در حين خروج از خاك ايران از هر نوع رسوم و ماليات معاف و آزاد خواهند بود.

فقره هفتم- طرز ساختن خط راه آهن و موعدي كه بايد بر سر آن هر قطعه راه آهن بكار بيفتد با موافقت دولت معين خواهد شد و دفتر قبول ملحق خواهد شد به اين امتيازنامه حاضره.

فقره هشتم- روزي كه اين قرارنامه ممضي شود چهل هزار ليره انگليس به اسم دولت ايران و اصحاب اين امتياز در بانك انگلستان رهن گذاشته خواهد شد. هر گاه از تاريخ اين قرارنامه الي پانزده ماه ديگر شروع بكار نشود اين مبلغ ضبط خواهد شد، مگر اين كه تأخير شروع كار به حكم اسباب مهمه بواسطه چنان موانعي باشد كه از اراده كمپاني خارج باشد از قبيل جنگ و غرق و تعطيل حمل و نقل در ممالك خارجه.

در مقابل قبض حاكم رشت مشعر بر اين كه بقدر كفايت ساختن راه آهن از رشت الي طهران ميلهاي آهن وارد انزلي شده است، اين مبلغ چهل هزار ليره رهن به كمپاني رد خواهد شد.

فقره نهم- كمپاني تعهد مي كند كه در تمام مدت اين امتياز از منافع خالص عمل راه آهن صدي بيست به دولت ايران بدهد.

فقره دهم- بر سر انقضاي مدت اين امتياز كه عبارت از هفتاد سال است بايد اصحاب اين امتياز قبل از وقت در باب اين كه تصرف و تمتع اين راههاي آهن در دست ايشان باقي بماند و امتداد بيايد بايد با دولت گفتگو بكنند و قراري بگذارند؛ در صورتي كه در اين باب فيمابين دولت و اصحاب امتياز قرار تازه ميسر نشود، جميع خطوط راه آهن كه به حكم اين امتياز و قرارنامه ساخته شده باشد با مصالح ثابته و دواره خود مال دولت خواهد شد.

در باب ابنيه و توابع خط راه آهن رجوع خواهد شد به آن قواعدي كه عموماً ساير دول رعايت كرده اند و شروط آن در اين باب براي دولت مساعدتر از همه باشد. اصحاب اين امتياز در عوض راه آهن كه به دولت واگذارند حق مطالبه هيچ تنخواه و هيچ تلافي نخواهد داشت.

فقره يازدهم- دولت عليه ايران به حكم امتيازنامه و قرارنامه حاضره به اصحاب اين امتياز حق مخصوص و امتياز انحصاري و قطعي مي دهد كه در مدت طول اين امتياز در تمام ممالك ايران معادن ذغال سنگي و آهن و مس و سرب و پطرول و غيره را و هر معدن ديگر كه ايشان مناسب بدانند كار بكنند و از آنها تمتع بردارند، بغير از آن معادن كه ملك مردم است و صاحبان آنها الان در آنها كار مي كنند. در خصوص اين نوع معادن هر گاه كمپاني بخواهد آنها را بخرد بايد با صاحبان آنها با رضاي طرفين معامله نمايد.

بطور وضوح مقرر است كه هيچ يك از كارگزاران و مأمورين دولتي و مذهبي و هيچ يك از رعايا و تبعه و اشخاص نمي توانند در خصوص يك معدن ادعاي حق تصرف نمايد، مگر در صورتي كه مدت پنج سال قبل علناً و با معرفت و تصديق عامه در آن معدن كار كرده باشد.

خارج از اين شرط هر معدني كه كمپاني پيدا بكند مثل زمين ساده عادي محسوب خواهد شد و از جانب كمپاني به قيمت متداوله آن ولايت خريده خواهد شد و اگر لازم بشود دولت صاحب يا اصحاب آن زمين را مجبور خواهد كرد كه آن را به قيمت متداوله آن ملك به كمپاني بفروشد.

دولت معادن طلا و نقره و جواهر را براي خود نگاه مي دارد. از براي كار كردن اين نوع معادن دولت مي تواند با كمپاني قرارهاي مخصوص بگذارد.

فقره دوازدهم- از محصولات خالص هر معدني كه كمپاني بكار بيندازد دولت ايران از منافع خالص آن سالي صدي پانزده مرسوم مقرر خواهد گرفت.

فقره سيزدهم- از براي كار كردن معادن و اتصال آنها به راههاي آهني و ترامواي و طرق ديگر هر قدر زمين كه لازم بشود از املاك خالصه مجاناً به كمپاني داده خواهد شد.

به جهت كار كردن اين معادن كمپاني بهره ياب خواهد بود از همان امتيازاتي كه در فقره ششم برقرار است و همچنين محكوم همان تعهدي خواهد بود كه در فقره دهم معين است.

فقره چهاردهم- دولت عليه ايران به حكم اين قرارنامه به اصحاب اين امتياز حق مخصوص و امتياز انحصاري و قطعي مي دهد كه در مدت طول اين امتياز در جنگل هاي ايران كار بكند و اين جنگلها را به كار بيندازد و از آنها تمتع بردارند، اين نوع كار كردن و تحصيل تمتع كمپاني در جنگلهاي ايران به هر تركيبي باشد بر هر زميني كه تا امضاي اين قرارنامه زراعت نشده باشد جايزه و معمول خواهد بود.

در هر جايي كه كمپاني درختهاي آن جا را بريده باشد هر اراضي كه دولت بخواهد بفروشد كمپاني قبل از همه كس حق خواهد داشت كه آن اراضي را دولت به قيمت متداوله بخرد.

دولت ايران از منافع خالص اين جنگلها سالي صدي پانزده قسمت خواهد برد.

فقره پانزدهم- دولت عليه ايران به اصحاب اين امتياز مخصوص و امتياز انحصاري مي دهد كه در مدت اين امتياز در تمام ممالك ايران به جهت بر گردانيدن رودخانه ها و مجاري آبها و ساختن بندها و سدها و ساختن استخرها و كندن چاه هاي سياله و مجرا هاي مصنوعي و به جهت آوردن آبهايي كه دولت بر آنها حقي به كسي نداده باشد و جاري كردن آن آبها به نقاط مختلفه كه خود اصحاب اين امتياز مصلحت بداند، هر عمل و كاري و اقدامي كه لازم باشد بكند و مجري بداند هيچ صاحب ملكي نمي تواند به عبور اين آبها هيچ ممانعتي بكند يا به عبور آنها موانع و عوائق بگذارد، و از آن طرف هم بهر صاحب ملكي كه عبور اين آبها خساراتي وارد بياورد كمپاني تلافي خواهد كرد.

دولت عليه ايران به جهت كارها و بناهاي آب كشي و هر نوع احداثاتي كه تعلق به آب داشته باشد هر قدر زمين كه لازم بشود به كمپاني مجاناً خواهد داد و علاوه بر اين دولت ايران از هر طرف جوي هايي كه كمپاني ساخته باشد مقدار بيست متر زمين به طول آن جوي ها مجاناً به كمپاني خواهد داد و هر زمين بايري كه كمپاني بواسطه آبهايي كه آورده باشد داير بكند تصرف اختياري و زراعت آن زمين حق كمپاني خواهد بود.

كمپاني قيمت آبهايي كه بخواهد بفروشد به اتفاق دولت يا رضاي طرفين معين خواهد كرد. دولت ايران از منافع خالص اين آبها سالي صدي پانزده قسمت خواهد برد.

فقره شانزدهم- به جهت ساختن راه آهن كه امتياز آن به حكم اين قرارنامه و به اصحاب اين امتيازنامه واگذار و داده شده است و به جهت اجراي اعمالي كه مقتضي كارها و اقدامات ديگر است كه در فوق ذكر شده است، دولت عليه ايران به بارون دو رويتر و شركا يا به وكلاي او اجازه و اختيار تمام مي دهد كه به حكم اين قرارنامه ابتداءً يك سرمايه اولي كه عبارت از صد و پنجاه ميليون فرانك يا شش ميليون ليره انگليس باشد به رسم حصه هاي شراكت يا سند هاي قرض صادر نمايند، منفعت و قيمت و طرز و شروط صدور اين مبلغ را خود اصحاب اين امتياز مشخص و معين خواهند كرد.

فقره هفدهم- دولت عليه ايران به حكم اين قرارنامه به جهت هر سرمايه كه صادر شده باشد يا بعد صادر شود  سالي صدي پنج منفعت و علاوه بر آن صدي دو هم به جهت اداي سرمايه به كمپاني ضمانت مي كند.

فقره هجدهم- اين ضمانت صدي هفت بر عهده مداخل معادن و آبها و جنگلهاي دولت عليه ايران است. اين ضمانت حكمي نخواهد داشت، مگر پس از اتمام خط راه آهن از بحر خزر الي خليج اصفهان مطابق همان طرز و تركيب كه در دفتر قبول معين باشد، تا آن وقت كمپاني منفعت ساليانه را از روي آن سرمايه اولي كه صادر شده است يا از روي آن سرمايه جديد كه اجازه و اختيار دارد كه موافق مصلحت خود صادر نمايد به حصه داران ادا خواهد كرد.

فقره نوزدهم- دولت عليه ايران به حكم اين قرارنامه تعهد مي كند كه اجاره گمركهاي ايران را از تاريخ ماه مارس سنه يك هزار و هشتصد و هفتاد و چهار مسيحي تا مدت بيست و پنج سال به اصحاب اين امتياز بدهد؛ به جهت اين اجاره گمركها اصحاب اين امتياز مبلغ اجاره حاليه را به دولت خواهند داد و علاوه بر آن سالي مبلغ پانصد هزار فرانك يا بيست هزار ليره انگليس اضافه خواهند داد.

اين شرايط از براي پنج سال اولي مقرر است، از ابتداي سال ششم در عوض اين پانصد هزار فرانك مبلغ اضافه از روي كل منفعت خالص سالي صدي شصت به دولت داده خواهد شد بغير از قيمت اجاره.

فقره بيستم- در صورتي كه دولت عليه ايران بعد از اين مصمم شود كه امتياز بانك را يا امتياز يك دستگاه اعتباري را از هر قبيل كه باشد به كسي بدهد، اين امتياز از امروز به حكم اين قرارنامه محفوظ و معهود و مخصوص است از براي اين كمپاني كه بر جميع اشخاص و كمپاني هاي ديگر حق رجحان خواهد داشت.

فقره بيست و يكم- از براي هر نوع كارها و اقدامات از قبيل گاز و فرش كوچه ها و تزيين پايتخت و راهها و شوسه ها و چاپارخانه و تلغراف ها و آسياها و كارخانجات آهن آلات و ساير كارخانه ها و غيره كه بعد از اين امتيازي بخواهند اصحاب امتياز حاضره در جميع اين امور و امتيازها حق رجحان بر جميع اشخاص و كمپاني هاي ديگر خواهند داشت.

فقره بيست و دويم- اصحاب اين امتياز در هر وقت مختار خواهند بود كه كل اين حقوقي كه بواسطه اين امتيازنامه داده شده است يا يك جزو اين حقوق را به هر طور كه بخواهند به كمپاني ديگر يا به مشتري ديگر بدهند يا بفروشند با شرط رعايت تعهداتي كه كرده اند.

فقره بيست و سيم- اصحاب اين امتياز تعهد مي كنند كه اين اعمال را يعني اعمال معادن و آبها و جنگلها را با اعمال راه آهن با هم شروع بكنند و با هر اهتمامي كه ممكن باشد اجراي آنها را پيش ببرند. دولت عليه ايران نيز از طرف خود علاوه بر آن عملجات خارجه كه كمپاني مختار است به ميل خود اجير نمايد، هر قدر عمله كه كمپاني به جهت اجراي اين اعمال مختلفه لازم داشته باشد به قيمت متداوله مملكت از براي كمپاني پيدا خواهد كرد.

دولت عليه ايران از براي حفظ امنيت هر زمين و هر محل كه به جهت هر يك از اين اعمال به كمپاني داده است و همچنين از براي كمال امنيت هر يك وكلا و كارگذاران و مأمورين و عملجات كمپاني هر قواعدي كه لازم باشد اعلام خواهد كرد و هر تدبيري كه واجب باشد حكم به اجراي آنها خواهد نمود.

فقره بيست و چهارم- اين امتيازنامه به زبان فارسي ترجمه خواهد شد، اما در صورت ظهور مشكلات فيمابين طرفين متعهدتين، مضمون فرانسه به تنها سند خواهد بود.

در دارالخلافه طهران به تاريخ بيست و پنجم ماه ژوئيه سنه يك هزار و هشتصد و هفتاد و دو ( 1872) مسيحي مطابق با روز پنجشنبه هيجدهم شهر جمادي الاول سنه يك هزار و دويست و هشتاد و نه (1289) هجري نبوي سمت تحرير و تسطير و انعقاد پذيرفت.

خاتمه- جناب مستطاب ارفع اشرف امجد حاجي ميرزا حسين خان مشيرالدوله صدر اعظم دولت عليه ايران به حكم اختيارنامه كه به ايشان از جانب اعليحضرت اقدس همايون شاهنشاه ايران داده شده است به اتفاق چند نفر از وزراي دولت اين قرارنامه را امضاء و تصديق داشتند و اعليحضرت اقدس همايون شاهنشاهي نيز اين قرارنامه را مهر فرمودند.

محل مهر« الملك لله السلطان ابن السلطان ناصرالدين شاه قاجار »

محل امضاء ناصرالدين شاه « السلطان ناصرالدين شاه قاجار »

محل امهار وزراي دولت عليه

پاشا خان امين الملك وزير عدليه اعظم،

حسنعلي خان وزير فوايد عامه،

عمادالدوله محمد بن امامقلي ميرزاي وزير،

ميرزا سعيدخان وزير امور خارجه دولت عليه ايران،

اعتضادالسلطنه دوستعلي خان نظام الدوله وزير ماليه،

حاجي محسن خان وزير مختار مأمور دربار دولت انگليس،

ناصرالملك.         

2 نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03ساعت 21:33  توسط محمد احمدي  | 

قرارداد تالبوت

                                                     بسم الله الرحمن الرحيم

                                                                 

                                                                            [مقدمه]

 

  صورت فرمان امتياز تنباكو و تتن منوپل خريد و فروش و ساختن در داخل يا خارج - كل تتن و تنباكوئي كه در ممالك محروسه به عمل آورده مي شود تا انقضاي مدت پنجاه سال از تاريخ امضاء اين انحصارنامه به ماژور تالبوت و به شركاء مشاراليه مشروط به شرايط آتي واگذار فرموديم:

 فصل اول- صاحبان اين امتيازنامه همه ساله مبلغ پانزده هزار ليره انگليسي به خزانه عامره اعلي كارسازي خواهند نمود اعم از اينكه از اين كار نفع ببرند يا ضرر، اين پول هر ساله در پنج ماه از سال گذشته، پرداخته مي شود.

فصل دويم- فقط محض تعيين از تنباكو و تتني كه در ممالك محروسه به عمل آورده مي شود صاحبان اين امتياز ثبت از زارعي كه مي خواهد عمل زراعت اين امتياز را بكند نگاه خواهند داشت و دولت عليه به حكام محليه حكم اكيدي خواهد فرمود كه زارعين تنباكو و تتن را مجبور به دادن ثبت نمايند و اذن و اجازه نامچه از براي فروش و معامله و غيره تتن و تنباكو و سيگار و انفيه و غيره حق خالص صاحبان اين امتياز است و احدي جز صاحبان اين امتيازنامه حق صدور اجازه نامجات مزبوره ندارند و نخواهند داشت. اصناف تتن و تنباكو فروش كه مشغول اين حرفت اند در كسب و معاملات داخله خود برقرار خواهند بود مشروط به داشتن اجازه نامه كه دارنده امتياز خواهد بود.

فصل سيم- بعد از وضع جميع مخارج متعلق به اين عمل و تقسيم صدي پنج سرمايه خودشان بين صاحبان اين امتياز يك ربع منافع باقيمانده سال بسال تسليم خزانه عامره اعلي خواهند نمود و دولت ايران حق وارسي به دفاتر هر ساله آنها خواهد داشت.

فصل چهارم- جميع اسباب كارخانه و ملزومات اين كار كه صاحبان اين امتياز داخل ممالك محروسه مي آورند از جميع عوارضات گمركي و غيره آزاد خواهد بود.

فصل پنجم- حمل و نقل تتن و تنباكو در ممالك محروسه بلااجازه صاحبان اين امتياز ممنوع است، مگر آنچه كه مسافرين براي استعمال يوميه خودشان همراه داشته باشند.

فصل ششم- صاحبان اين امتياز بايد جميع تتن و تنباكوئي كه در ممالك محروسه به عمل آورده مي شود ابتياع و در عوض آن نقد كارسازي نمايند تا آن درجه كه قابل استعمال باشد بايد تمام تنباكو و غيرها كه فعلاً موجود است ابتياع نمايند. قيمت كه بايد به عمل آورنده يا مالك داده شود دوستانه بين عمل آورنده يا مالك و صاحبان اين امتياز قرار خواهد شد، ولي در صورت عدم رضايت طرفين به حكميت مرضي الطرفين رجوع خواهد شد و حكم قطعي مجري خواهد شد.

فصل هفتم- دولت عليه متقبل مي شود كه به هيچ وجه علاوه و اجازه بر ماليات و عوارض و رسوم گمركات حاليه درباره تتن و تنباكو و سيگار و سيگارت و انفيه تا انقضاي مدت پنجاه سال از تاريخ امضاي اين امتيازنامه ننمايند. همچنين دارنده امتياز و شركاي او متعهدند كه تمام رسوماتي كه بالفعل از تنباكو عايد دولت عليه ايران مي شود كماكان عايد گردد.

فصل هشتم- هر كس يا كساني كه بخواهند از اين فصل گريزي اختيار نمايند مورد سياسات و مجازات دولت خواهند شد و هر كس يا كساني كه در پيش آنها خفيةً تنباكو و تتن و غيره به جهت فروش پيدا بشود نيز به جريمه و سياست سخت دولت گرفتار خواهند شد. دولت عليه حمايت و تقويت صريح هر چه تمام تر خود را درباره جميع عمال صاحبان اين امتياز مرعي خواهند نمود و صاحبان اين امتياز تعهد مي نمايند كه به هيچ وجه از حقوق خود موافق اين اختيارنامچه تجاوز ننمايند.

فصل نهم- صاحبان اين امتياز مختار خواهند بود تمام حقوق يا امتيازات و يا تعهدات و غيره خود را به هر كس يا كساني كه ميل دارند منتقل نمايند، ولي قبل از وقت به اولياي دولت عليه اطلاع خواهند داد.

فصل دهم- عمل آورنده يا مالك تتن و تنباكو هر وقت تتن يا تنباكوي خود را حاصل نمود بايد خود به نزديك ترين وكيل صاحبان اين امتياز اطلاع بدهد كه حاصل ايشان به چه مقدار است تا اينكه صاحبان اين امتيازنامه بتوانند تعهدات مقرره فوق را در فصل ششم بموقع اجرا گذارند و آن را به زودي ابتياع نمايند.

فصل يازدهم- صاحبان اين امتياز حق نخواهند داشت اراضي ابتياع نمايند، مگر به اندازه لزوم اجراي اين امتيازنامه به جهت انبار و مورد لزوم آن.

فصل دوازدهم- زارعين بر طبق تفصيل شروطات كه از جانب صاحبان اين امتياز به همراهي دولت مقرر مي شود و محق مي باشند به اندازه في براي حاصل خود پيشكي به آنها داده شود.

فصل سيزدهم- اگر از تاريخ امضاء اين امتيازنامه تا انقضاء مدت يك سال كمپاني اجزاي آن تشكيل نشود و شروع به كار نشود اين امتيازنامه از درجه اعتبار ساقط و باطل خواهد شد، مگر اين كه جنگ يا امثال آن كه مانع تشكيل كمپاني باشد واقع شود.

فصل چهاردهم- در صورت وقوع اختلاف مابين دولت عليه ايران و صاحبان امتياز، آن اختلاف رجوع به حكميت مرضي الطرفين خواهد شد و در صورت عدم امكان رضايت طرفين حكم اختلاف را رجوع به حكميت قطعي حكمي به تعيين يكي از نمايندگان دولت آمريك يا آلمان يا اطريش مقيم طهران خواهد شد.

فصل پانزدهم- اين امتيازنامه به دو نسخه فيمابين دولت عليه ايران و ماژور تالبوت به امضاء اعليحضرت همايون شاهنشاهي و ثبت وزارت امور خارجه مبادله شده و مضمون فارسي آن محل اعتنا خواهد شد. به تاريخ بيست و هفتم شهر رجب المرجب سنه يك هزار و سيصد و هفت، مطابق بيستم مارس سنه يك هزار و هشتصد و نود مسيحي.

منبع: كتاب معاهدات و قراردادهاي تاريخي، از غلامرضا طباطبايي مجد، صفحات 413 تا 416.

2 نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03ساعت 20:21  توسط محمد احمدي  | 

معاهده ارزنة الروم

                                                   بسم الله الرحمن الرحيم

                                                                          [مقدمه]

 

غرض از تحرير و نگارش و ترقيم اين كلمات خجسته دلالات آن كه از مدتي به اين طرف چون فيمابين سلطنت جاويد آيت سنيه و دولت دوران مدت عليه ابدي الدوام با دولت عليه عثماني بعضي عوارض و مشكلات حدوث و وقوع يافته بود، بر مقتضاي التيام اساس دوستي و الفت و ضوابط سلم و صفوف و جهت جامعه اسلاميه كه ميان دولتين عليتين در كار و افكار سلميه كه طرفين عليتين بدان متصف مي باشند بالسويه اينگونه مواد نزاعيه را بر وجه موافق و مناسب فخامت شأن دولتين عليتين به تجديد تأكيد بنيان صلح و مسالمت و تشييد اركان موالات و مودت از جانب دولتين عليتين اظهار رغبت و موافقت شده، براي تنظيم و مذاكره و مواد عارضه و تحرير و تسطير اسناد مقتضيه بر حسب فرمان همايون اعليحضرت قدر قدرت كيوان حشمت، مملكت مدار ملك گير، آرايش تاج و سرير، جمال الاسلام و المسلمين، جلال الدنيا و الدين، غياث الحق و اليقين، قهرمان الماء و الطين، ظل الله الممدود في الارضين، حافظ حوزه مسلماني، داور جمشيد جاه داراب دستگاه، انجم سپاه اسلام پناه، زينت بخش تخت كيان، افتخار ملوك جهان، خديو دريا دل كامران، شاهنشاه ممالك ايران، السلطان بن السلطان بن السلطان و الخاقان بن الخاقان بن الخاقان محمد شاه قاجار - ادام الله تعالي ايام سلطنه في فلك الاجلال و زين فلك قدرته بمصابيح - كواكب الاقبال، بنده درگاه آسمان جاه ميرزا تقي خان وزير عساكر منصوره نظام و غير نظام كه حامل نشان شير و خورشيد مرتبه اول سرتيپي و حمايل افتخار خاص سبز است به وكالت مخصوص و مباهي گشته و نيز از طرف اعليحضرت كيوان منزلت، شمس فلك تاجداري، بدر افق شهرياري، پادشاه اسلام پناه، سلطان البرين و خاقان البحرين، خادم الحرمين الشريفين، ذوالشوكه و الشهامه، السلطان بن السلطان بن السلطان و الخاقان بن الخاقان بن الخاقان سلطان عبدالمجيد خان، جناب مجدت ماب، عزت نصاب انوري زاده السيد محمد انوري سعد الله افندي كه از اعاظم رجال دولت عليه عثمانيه  و حائز صنف اول از رتبه اولي و حامل نشان مخصوص به آن رتبه است مرخص و تعيين شده بر وجه اصول عاديه بعد از نشان دادن و ملاحظه و مبادله وكالت نامه هاي مباركه انعقاد معاهده ميمونه در ضمن نه فقره آتيه قرار داده شده كه در اين كتاب مستطاب بيان و در مجلس منعقده در ارزنة الروم مبادله مي شود:

فقره اول- دولتين عليتين اسلام قرار مي دهند كه مطالبات نقديه طرفين را كه تا به حال از يكديگر ادعا مي كردند كلاً ترك كنند وليكن با اين قرار به مقاولات تسويه مطلوبات مخصوصه مندرجه در فقره چهارم خللي نيايد.

فقره دويم- دولت ايران تعهد مي كند كه جميع اراضي بسيط ولايت زهاب يعني اراضي جانب غربي آن را به دولت عثماني ترك كند و دولت عثماني نيز تعهد مي كند كه جانب شرقي ولايت زهاب يعني اراضي جباليه آنرا مع دره كرند به دولت ايران ترك كند و دولت ايران قوياً تعهد مي كند كه در حق شهر و ولايت سليمانيه از هر گونه ادعا صرف نظر كرده، به حق تملكي كه دولت عثمانيه در ولايت مذكور دارد وقتاً من الاوقات يك طور دخل و تعرض ننمايد و دولت عثماني نيز قوياً تعهد مي كند كه شهر و بندر محمره و جزيره الخضر و لنگرگاهها و هم اراضي ساحل شرقي يعني جانب يسار شط العرب را كه در تصرف عشاير متعلقه معروفه ايران است به ملكيت در تصرف دولت ايران باشد و علاوه بر اين حق خواهد داشت كه كشتي هاي ايران به آزادي تمام از محلي كه به بحر منصب مي شود تا موضوع الحاق حدود طرفين در نهر مذكور آمد و رفت نمايند.

فقره سيم- طرفين معاهدتين تعهد مي كنند كه با اين معاهده حاضره ساير ادعايشان را در حق اراضي ترك كرده، از دو جانب بلا تأخير مهندسين و مأمورين را تعيين نموده تا اينكه مطابق ماده سابقه حدود مابين دولتين را قطع نمايند.

فقره چهارم- طرفين قرارداده اند كه خساراتي كه بعد از قبول اخطارات دوستانه دو دولت بزرگ واسطه كه در شهر جمادي الاولي سنه يك هزار و دويست و شصت و يك تبليغ و تحرير شده به طرفين واقع شده و هم رسومات مراعي از سالي كه تأخير افتاده براي اينكه مسائل آنها از روي عدالت فصل و احقاق بشود از دو جانب بلاتأخير مأموريني را تعيين نمايند.

فقره پنجم- دولت عثماني وعده مي كند كه شاهزادگان فراري ايران را در بروسا اقامت داده، غيبت آنها را از محل مذكوره و مراوده مخفيه آنها را با ايران رخصت ندهد و از طرف دولتين عليتين تعهد مي شود كه ساير فراري ها به موجب معاهده سابقه ارزنة الروم عموماً رد بشوند.

فقره ششم- تجار ايران رسم گمرك اموال تجارت خود را موافق قيمت حاليه و جاريه اموال مذكوره نقداً يا جنساً به وجهي كه در عهدنامه منعقده ارزنة الروم در سنه يك هزار و دويست و سي و هشت در ماده ششم كه داير به تجارت است مسطور شده ادا كنند و از مبلغي كه در عهدنامه مذكوره تعيين شده زياده وجهي مطالبه نشود.

فقره هفتم- دولت عثماني وعده مي كند كه به موجب عهدنامه هاي سابقه امتيازاتي كه لازم باشد در حق زوار ايراني اجري دارد تا از هر نوع تعديات بري بوده بتوانند به كمال امنيت محلهاي مباركه اي كه در ممالك دولت عثماني است زيارت كنند و همچنين تعهد مي كنند كه مواد استحكام و تأكيد روابط دوستي و اتحاد كه لازم است فيمابين دو دولت اسلام و تبعه طرفين برقرار باشد مناسب ترين وسايل را استحصال نمايد تا چنانكه زوار ايرانيه در ممالك دولت عثمانيه به جميع امتيازات نايل مي باشند، ساير تبعه ايرانيه نيز از امتيازات مذكوره بهره ور بوده خواه در تجارت و خواه در مواد سايره از هر نوع ظلم و تعدي و بي حرمتي محفوظ باشند و علاوه بر اين باليوزهايي كه از طرف ايران براي منافع تجارت و حمايت تبعه و تجار ايرانيه به جميع محل هاي ممالك عثمانيه كه لازم باشد نصب و تعيين شود، بغير از مكه مكرمه و مدينه منوره دولت عثمانيه قبول مي نمايد و وعده مي كند كه كافه امتيازاتي كه شايسته منصب و مأموريت باليوزهاي مذكوره باشد و در حق قونسولهاي ساير دول متحابه جاري مي شود در حق آنها نيز جاري شود، و نيز دولت ايران تعهد مي كند كه باليوزهايي كه از طرف دولت عثمانيه به جميع محلهاي ممالك ايرانيه كه لازم باشد و ببايد نصب و تعيين شود در حق آنها و در حق تبعه و تجار دولت عثمانيه كه در ممالك ايران آمد و شد مي كنند معامله متقابله را كاملاً اجري دارند.

فقره هشتم- دولتين عليتين اسلام تعهد مي كنند كه براي دفع و رفع و منع غارت و سرقت عشاير و قبايلي كه در سر حد مي باشند تدابير لازمه اتخاذ و اجري كنند و به همين خصوص در محل هاي مناسب عسكر اقامت خواهند داد. دولتين تعهد مي كنند كه از عهده هر نوع حركات تجاوزيه مثل غصب و غارت و قتل كه در اراضي يكديگر وقوع بيابد برآيند و نيز دولتين قرار داده اند عشايري كه متنازع فيه مي باشند و صاحب آنها معلوم نيست بخصوص انتخاب و تعيين كردن محلي كه بعد از اين دائماً اقامت خواهند كرد يكدفعه به اراده خودشان حواله بشود و عشايري كه تبعيت آنها معلوم است جبراً به اراضي دولت متبوعه آنها داخل شوند.

فقره نهم- جميع مواد و فصول معاهدات سابقه خصوصاً معاهده [اي] كه در سنه يك و هزارو دويست و سي و هشت در ارزنه الروم منعقد شده كه بخصوصه با اين معاهده حاضره الغا و تغيير داده نشده، مثل اينكه كلمه بكلمه در اين صحيفه مندرج شده باشد، كافه احكام و قوت آن ابقا شده و فيمابين دو دولت عليه قرار داده شده است كه بعد از مبادله اين معاهده در ظرف دو ماه يا كمتر مدتي از جانب دولتين قبول و امضا شده تصديق نامه هاي آن مبادله خواهد شد. و كان ذالك التحرير و في يوم السادس عشر من شهر جمادي الثاني سنه يك هزار و دويست و شصت و سه هجري در دارالخلافه طهران صورت انطباع پذيرفت..                        

 

منبع: كتاب معاهدات و قراردادهاي تاريخي در دوره قاجاريه، به كوشش غلامرضا طباطبايي مجد، صفحه 195 تا 198

2 نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03ساعت 19:58  توسط محمد احمدي  |